چهارشنبه , ۲۸ قوس ۱۳۹۷

میر فخرالدین آغا نعت خوان فراموش نشده

نعت خوانی  پس از ارشاد دین اسلام توسط نعت خوانان و شاعران سبک صوفی  خوانان بمیان آمده و فعلاً بمدارج عالی خود رسیده است. موضوع این سبک توصیف خداوند و پیغمبر اسلام و یاران دوره محمد می‌باشد. شعرهای این سبک بعضا تا ده ساعت طول می‌کشد. معمولا در پهلوی سرود خوان ۳ تا ۱۰ نفر مکررین و همکاران نیز سرودخوان را یاری می‌کنند. این موسیقی دارای طرزهای چشتی، روضه‌ای، نوائی و غیره‌اند. کمپوزهای نعت خوانی ، قصیده ،و توصیف نظر به شعرها سالها قبل ساخته شده . نعت خوانان و قیصیده خوانان بعضاً بعضی از لعجه را اضافه ویاکم می کنند. سید فخرالدین آغا یکی از مشهورترین نعت خوانان رادیو تلویزون افغانستان و شهر کابل میباشد.

مختصر شرح حالی از آغا
میر فخرالدین آغا، در سال ١٣٢٢ هجرى خورشیدى در کابل دیده به جهان گشود .
او بعد از فراغت از لیسه حبیبیه کابل در حربى پوهنتون کابل شامل و بعد از فراغت در آنجا بحیث استاد ایفاى وظیفه مى نمود.
وى در سال ١٣۵۶ بخاطر تحصیلات عالى به اتحاد شوروى وقت رفت و بعد از دو سال دوباره به کشور برگشت و در رتبه ډگرمنى به تقاعد سوق شد.
میرفخرالدین در جوانى به نعت خوانى آغاز نموده بود و در این راه ، از استاد مشهور موسیقى قوالى کشور حاجى غلام حسین ( پدر استاد سرآهنگ ) نعت خوانى را آموخته بود.
میرفخرالدین در جوانی منقبت خوان اصلی محفل پاچا صایب شد وتاهنگام رحلت پاچا صایب درسا ل۱۹۷۳وی همیشه وهرجمعه حاضرمی بود.
وی صدای دلنشین وملکوتی وحنجره ای توانا وخستگی ناپذیرداشت. آرام آرام همه زندگی وی به نعت خواندن وقف شد. وی روزهای جمعه درمحضرپاچا صایب نعت خوانی میکرد وبعد درسایرروزهای هفته درسایرخانقاه های کابل حاضربود وآوازهء آواز و شخصیت صوفیانهء اوکم کم ازمحیط کابل فراتررفت وهمه گیرشد.
میرفخرالدین آغا پس ازرحلت پاچا صایب نیزهرشام چارشنبه برسرمزارجناب ایشان درزیارت شاه دو شمشیرهء ولی درکابل حاضرمیشد ومحفل منقبت وذکر خوانی دایرمیکرد ودرسایرخانقاه های کابل و
مزارجبیرانصارصاحب درکابل ومزارشاه ولایتماآب درمزارشریف .
میرفخر الدین آغا که هزاران تن از هموطنان ما هنوز علاقمند صداى وى بوده و صد ها تن او را به پیرى پذیرفته بود ، حوالى ساعت چهار صبح روز پنجشنبه ۲۷ ثور ۱۳۸۵ خورشیدی از اثر سکته مغزی، با زندگى وداع نمود.
هزاران تن در مراسم جنازه و تدفین میر فخرالدین آغا، نعت خوان مشهور کشور، در روضهء حضرت علی کرم الله وجه در شهر مزارشریف عصر ٢٧ ثور شرکت نمودند.
همچنان داکترسید مخدوم رهین، وزیر وزارت اطلاعات و کلتور، میر فخرالدین آغا را یک شخص عارف و مرگ وى را ضایعه بزرگ خواند.
قاری محمد قاسم، خطیب روضهء مبارک، در حالیکه مرگ نابهنگام موصوف را یک ضایعه خواند، گفت: ((این عالم سالهای زندگی اش را برای نعت خوانی به رضای خداوند سپری نموده است و امید که جایش جنت برین باشد.))
به گفته وى، میر فخرالدین در خواندن مثنوى مهارت خاصى داشت.
میرحیدر، یکتن از باشندگان شهر مزارشریف، که مرید این نعت خوان بود، در حالیکه در مراسم جنازه اش اشک مى ریخت به پژواک گفت: ((همچو انسان برنگشتنی است. صدایش یک جاذبهء عجیبی داشت.))
صداى شیرین وى در ده ها نوار صوتى و ویدیویى بطور یادگار خوب باقى مانده است .
نوشته ی باقی سمند در مورد آشنایی با اغا
نخستین با ر با میر فخر الدین اغا در کجا و چه وقت آشنا شدم ؟
 من در سالهای  ۱۳۳۵  یعنی پنجاه سال پیش از امروزو آوانیکه هنوز کودکی بیش نبودم و قاعده بغدادی و حافظ شیرازی را در مسجد جامع ویسل آباد به نزد مولوی شاه مقصود  و دختر فرزانه اش سایمه مقصودی شهید و خدا بیامرز سبق میگرفتم، آنوقت ها یگان شب های جمعه میر فخر الدین آغا که هنوز شاگرد لیسه حربی در مهتاب قلعه بود  با استادش حاجی غلام حسین  و دوست نزدیک  شان  حاجی اکبر ، در خانقاه آنهم در ویسل آباد چهاردهی    به دیدن خلیفه صاحب بابه جان __ (  خلیفه صاحب محمد علی جان آغا فرزند خلیفه صاحب قربان علی و ارادتمند جاذبی مولا  ) می آمد ند .
 دو تن دیگر از صوفی های وارسته که همانا قاری عبد الحمید هوانورد یا پیلوت قوایی هوائی و از ده دانای چهاردهی  بود وهمچنا ن غلام حضرت خان که ارکان حرب بود و در گذر کلالی های دهمزنگ  در  پشت محبس   دهمزنگ خانه و کاشانه اش بود ،  آ نها هم در خانقاه می آمدند و مشوق میر فخر الد ین آغا بود ند. خادم خانقاه لالا پاینده بودو بعدا جان محمد  خادم خانقاه گردید.  لالاعلی حسین که از خود زندگی نامه ای دارد واز هزاره جات تک و تنها بکابل آمده بود و در حصه انچی باغبانان با خلیفه صاحب قربان علی برای اولین بار برخورده بود ، از کودکی تا آخرین رمق حیات یار و یاور خانقا ه در ویسل آباد ماند. خانقا ه ویسل آباد خانقاه پیرو طریقه نقشبندیه بود.
حاجی غلام حسین آغاو حاجی اکبر در آن خانقاه می آمدند و میر فخر الدین آغا را هم با خود می آوردند . آنها با سایر برادران طریقت نعت میخواندند و ذکر مینمودند و میر فخر الدین آغا هم با جوانان  الهم صلی علی محمد را میخواندند. معمار باشی نیک محمد و نجار باشی محمد هاشم و حاجی  غلام حیدر، حاجی  عبد العلی ، حاجی  عبد الواحد ، حاجی  محمد کاظم ،  حاجی  محمد عزیز،  حاجی  محمد آصف ،  ، حاجی صاحب نصر الد ین ، صوفی ربانی ، حاجی عبد الحق ، میر محمد نبی  مشهور به مجنون آغا  وحاجی صاحب شهید آغالالا جان و  صاحب  زاده  صاحب لوگر  و آغا صاحب لوگر  ، ؛ حاجی غلام سخی قفل ساز، میراجان سنگ کش ، معراج الدین رنگمال ، باشی پاینده محمد و برادرانش عطا محمد و شاه محمد  و برادران اهل دل و طریقت و موسی خان از هزاره بغل و ببرک از بغلان و نجار باشی عید محمد از توپ خانه قندهار و ایاز الدین علاف از نهرین  با صوفی کریم قصاب و صوفی کریم سلمان به دور یک دستر خوان به روی تابه خانه خانقاه می نشستند و در کاسه های گلی استالفی نان چاشت و یا شب را نوش جان میکردند . من با عده زیادی از برادران طریقت در خانقاه ای ویسل آبادآشنا شدم .
 خاطرا ت پنجاه ساله و اندی از میر فخر الدین آغا و یاران طریقت چه در کابل ، چه در خواجه سیاران ، چه در لوگر ، چه در بغلان و چه در مزار شریف  و چه در دوران تبعید و چه در دوران هجرت و غربت  دارم و دردا و حسرتا که امروز حاجی میر فخر الدین آغا در بین اهل صفا و صمیمیت خانقاه نیست. جایش در همه خانقاه ها خالیست ، اما در دلها جای داردو من در وقتی که بتوانم برغم ام چیره گردم و غم ام را به نیرو تبدیل نمایم در مورد میر فخر الدین آغا و برادران طریقت در خانقاه برای شما خواهم نوشت. یار پنجاه و یک ساله ام رفت و به خدا پیوست. بدینوسیله یکبار دیگر به همه دوستان و عزیزانی که میر فخر الدین آغا را از نزدیک میشناختند و یا به صدای ملکوتی وی آشنا بودند ، از ژرفای دلم تسلیت میگویم.
برو ای سپند! امشب سر و برگ ما خموشیست
تو که سوختند سازت، به نوا رسیده باشی
نه ترنمی، نه وجدی، نه تپیدنی، نه جوشی
به خم سپهر تا کی، می نا رسیده باشی
نگه جهان نوردی، قدمی ز خود برون آ
که ز خویش اگر گذشتی، همه جا رسیده باشی
ثمر بهار رنگی، به کمال خود نظر کن
چمنی گذشته باشد ز تو، تا رسیده باشی
سر و کار ذره با مهر، ز حسا ب سعی دور است
به توکی رسیم، هرچند تو به ما رسیده باشی
 انشالله بهشت برین جایگاه منزل اخرتش
منابع  و ماخذ :
وب سایت خبری ،معلوماتی آروین
وبسایت فردا نوشته محترم س. ح. روغ
نوشته ی محترم باقی سمندر ثور ۱۳۵۸
تصویر از وبسایت خبرگزاری پژواک
نشر : وب سایت علمی فرهنگی هرویان

این مطالب را نیز ببینید!

بازی شاهین اسمایی و طوفان هریرود(تصویر)

بازی شاهین آسمایی و طوفان هریرود(تصویر)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *